مشکل شکستن استخوانها که هیچکس دربارهاش صحبت نمیکند
ورود به هر کارخانهای با ظرفیت متوسط برای فرآوری مرغ و پرسیدن از مدیر کنترل کیفیت درباره بزرگترین مشکلشان، احتمالاً نشاندهندهی اهمیت شکستگی استخوانها خواهد بود. منظور ما شکستگیهای واضح و شدید نیست، بلکه ترکهای ریز در استخوان جناغ (استرنوم)، بالهای شکسته و استخوان رانهای ترکخورده است که یک لاشهی کاملاً سالم را به محصولی با درجهی پایینتر تبدیل میکنند. فرآوری دستی همواره در مقابله با این مشکل با سختی روبهرو بوده است. آمارها داستانی جدی را روایت میکنند: در مرغهای تخمگذار که دورهی تولیدشان به پایان رسیده، نرخ شکستگی استخوانها در طول فرآیندهای خالیسازی، حملونقل و دستکاری به تنهایی میتواند تا ۲۹٪ برسد. و این رقم حتی پیش از اینکه هر گونه پرندۀ از خط کشتار عبور کند، محاسبه شده است.
یک واحد فرآوری در منطقهی میانغربی آمریکا طی یک بازرسی ششماهه، خطوط فرآوری دستی و مکانیکی را که از یک نژاد و ردهی وزنی یکسان از مرغهای گوشتی استفاده میکردند، مقایسه کرد. میانگین رد شدن لاشهها در خط دستی به دلیل شکستگیها ۷٫۲٪ بود؛ در حالی که این رقم در خط مکانیکی تنها ۳٫۱٪ بود. این تفاوت به تنهایی در سطح تولید این واحد، سالانه حدود ۴۷٬۰۰۰ دلار ارزش محصولات بازیابیشده را رقم زد. اما سؤال اصلی این است که چرا این شکاف به این میزان گسترده است.
جایی که روشهای دستی اشتباه میکنند
اپراتورهای انسانی به طبیعت خود ناپایدار هستند. خستگی، تغییر شیفتها، تفاوت در نیروی گرفتن و حتی سوءشانس ساده، همه در نرخ شکستگیها نقش دارند. کارگری که مرغها را آویزان میکند ممکن است بیش از حد محکم دور رانها را بگیرد. فرد دیگری ممکن است در حین انتقال بال را در زاویهای نادرست بچرخاند. اینها شکستهای مهارت نیستند، بلکه شکستهای ناشی از ناپایداری هستند.
پژوهشی که روشهای دستی و مکانیکی برای گرفتن مرغها را مقایسه کرده است نشان داد که روش مکانیکی در یکی از مطالعات، شیوع بالاتری از عیوب لاشه (۷٫۹۸ درصد) نسبت به روش دستی (۶٫۸ درصد) داشته است. اما نکته اینجاست که آن مطالعه گرفتن عیوب لاشه را اندازهگیری کرده است، نه شکستگیهای خط کشتار. خود فرآیند کشتار جایی است که سیستمهای مکانیکی پیشی میگیرند، زیرا متغیرها کنترل میشوند نه اینکه به قضاوت انسانی واگذار شوند.
مشکل واقعی ذبح دستی در سه لحظه حیاتی رخ میدهد: بستن پرندگان در قلابها، بیهوش کردن و انتقال بین ایستگاهها. هر انتقال نیروهای چرخشی و برشی را ایجاد میکند که استخوانها برای تحمل آن طراحی نشدهاند. مقاومت پرنده در برابر گrip دست اپراتور، بارگذاری غیرقابل پیشبینی ایجاد میکند. سیستمهای مکانیکی این عدم قطعیت را از بین میبرند.
نیروهای کنترلشده، شکستگیهای کمتر
سیستمهای ذبح مکانیکی با اعمال اصل ساده مهندسی «کاربرد تکرارپذیر نیرو»، آسیب به استخوان را به حداقل میرسانند. به جای اینکه از بازوی انسان برای قرار دادن و ثابت نگه داشتن پرنده استفاده شود، قلابهای مکانیکی پرندگان را از طریق پاهایشان با تنشی ثابت نگه میدارند. نوار نقاله بالاسری پرندگان را با سرعت ثابت از هر ایستگاهی عبور میدهد. هیچ چیزی عجله نمیکند و هیچ چیزی با نیروی زیاد کشیده نمیشود.
فرآیند شوکدهی چشمنواز، نیازمند توجه ویژهای است. شوکدهی الکتریکی، در صورت تنظیم دقیق، منجر به انقباض عضلانی کنترلشده میشود. شوکدهی دستی اغلب منجر به اعمال نامساوی شوک میگردد. یک کارگر ممکن است دسته شوکدهنده را برای یک جزء از ثانیه بیشتر یا کمتر از مقدار لازم روی پرنده نگه دارد. سیستم مکانیکی جریان الکتریکی را به مدت دقیق و با ولتاژ دقیقی اعمال میکند. این دقت اهمیت زیادی دارد، زیرا انقباضهای عضلانی خشونتآمیز و نامنسجم در طول فرآیند شوکدهی، از عوامل شناختهشده ایجاد شکستگی استخوانها هستند. پارامترها را بهدرستی تنظیم کنید تا پرنده بدون حرکات ناهموار و تکانخوردنی که منجر به شکستگی استخوانها میشود، وارد دماسنج (اسکالدر) گردد.
مطالعهای که در سال ۲۰۱۹ دربارهی دستگاههای جداسازی مکانیکی ستون فقرات گردنی انجام شد، نشان داد که در برخی موارد روشهای دستی در انجام اُتانازی واقعاً کارآمدتر هستند. اما این یافته دو جانبه است. اینکه در آن مطالعه روشهای دستی «کارآمدتر» تلقی شدهاند، به این معنا بود که نیروی کمتری نیاز دارند؛ اما این امر گاهی اوقات منجر به اعمال نیروی نامنظم توسط اپراتورها میشد. در مقابل، سیستمهای مکانیکی هر بار بهطور دقیقاً یکسانی نیرو را اعمال میکنند. همین ثبات است که نرخ شکستگیها را کاهش میدهد.
عامل دمای بالا و دستگاههای پردازش پر (دمکش و پرکن)
در اینجا اوضاع غیرمنتظره میشود. در واقع دستگاههای دمکش و پرکن مسئول بخش قابل توجهی از شکستگیهای استخوان در فرآیند پردازش طیور هستند. انگشتان مکانیکی پرکن که با دور بالا میچرخند، ممکن است در زاویهی نادرستی به بالا یا پا گیر کنند و آنها را قبل از اینکه کسی متوجه شود بشکنند. خطر مشابهی در پردازش دستی نیز وجود دارد، اما مزیت سیستم مکانیکی قابلیت تنظیمپذیری آن است.
پُلَکرهای مدرن به اپراتوران اجازه میدهند تا فشار انگشتها، فاصلهگذاری بین درامها و سرعت چرخش را بر اساس اندازه و سن پرنده تنظیم کنند. یک دسته از جوجههای کورنیش کراس کوچکتر نیازمند تنظیماتی متفاوت از یک سری جوجههای بزرگتر است. در روش دستی پُلَکر کردن، چنین سطحی از کنترل وجود ندارد. دست کارگر هر نیرویی را که در لحظه مناسب تشخیص میدهد، اعمال میکند که این نیرو از پرندهای به پرنده دیگر متفاوت است.
| فاکتور | پردازش دستی | پردازش مکانیکی |
|---|---|---|
| ثبات در بستن پرندهها به زنجیر | بر اساس اپراتور متفاوت است | تنش ثابت و قابل تکرار |
| یکنواختی در بیهوشسازی | تماس و مدت زمان ناهمگون | ولتاژ و زمانبندی دقیق |
| قابلیت تنظیم پُلَکر | هیچگونه تنظیمی امکانپذیر نیست | قابلیت تنظیم سرعت، فشار و فاصله |
| تأثیر خستگی اپراتور | افزایش خطر شکستگی در طول شفت | بدون تأثیر خستگی |
| نرخ معمول رد شدن شکستگیها | 6-8% | 2-4% |
آنچه دادهها واقعاً نشان میدهند
سازمان کشاورزی ایالات متحده (USDA) از ذبح طیور مطابق با «روشهای تجاری مناسب» حمایت میکند. اما معیار «مناسب» همواره در حال تغییر است. سرعت خطوط تولید در سیستم جدید بازرسی طیور میتواند برای جوجههای جوان به ۱۷۵ قطعه در دقیقه برسد. در این سرعت، پردازش دستی از نظر فیزیکی غیرممکن میشود. نرخ شکستگی نهتنها افزایش مییابد، بلکه با ایجاد خستگی بهصورت نمایی شتاب میگیرد.
سیستمهای مکانیکی عملکرد خود را در زمینه شکستگیها صرفنظر از ظرفیت تولید حفظ میکنند. خطی که با سرعت ۱۰۰ قطعه در دقیقه کار میکند، همان سلامت استخوان را ارائه میدهد که خطی با سرعت ۵۰ قطعه در دقیقه ارائه میکند. این قابلیت مقیاسپذیری، واقعیترین ارزش این راهحل است. کارخانهای که این خط مکانیکی را در منطقه میانغربی نصب کرده بود، نرخ شکستگیها را حتی در صورت افزایش تولید از ۱۲۰۰ به ۱۸۰۰ قطعه در ساعت ثابت نگه داشت.
محدودیتهای سیستمهای مکانیکی
هیچ سیستمی کامل نیست. تجهیزات کشتار مکانیکی نیز دارای حالتهای خاصی از خرابی هستند. زنجیرهای نادرست تنظیمشده نقاله، انگشتان برداشتنکننده فرسوده و دمای نادرست در دمایدهندهها میتوانند همهی آنها خطر شکستگی جدیدی را ایجاد کنند. یک واحد تولیدی در جنوب شرقی این موضوع را به شکل سختی یاد گرفت، زیرا درام برداشتنکنندهی فرسودهای شروع به گرفتن بال پرندگان با نرخ ۴ درصد کرد، قبل از اینکه تعمیر و نگهداری این مشکل را شناسایی کند.
بینش کلیدی این است که سیستمهای مکانیکی شکستگی استخوان را از بین نمیبرند، بلکه آن را قابل پیشبینی و کنترل میکنند. پردازش دستی، خطر شکستگی را در اختیار تغییرپذیری انسانی قرار میدهد. اما پردازش مکانیکی این خطر را در قالب پارامترهایی قرار میدهد که قابل اندازهگیری، تنظیم و بهینهسازی هستند. برای عملیاتی که در هر مقیاس قابل توجهی اجرا میشوند، این تبادل بهطور قابل توجهی ارزشمند است.
شرکت ترنکی سلughter (Turnkey Slaughter) بهطور مداوم سیستمهای فرآوری طیوری را طراحی و اجرا میکند که دقیقاً به این مشکلات رایج میپردازند. بستههای تجهیزاتی این شرکت با تأکید بر قابلیت تنظیمپذیری و یکنواختی بهعنوان دو اولویت غیرقابل چانهزنی طراحی شدهاند تا کارخانهها بتوانند تنظیمات مناسب را برای انواع خاص پرندگان و اهداف مورد نظر خود در زمینه ظرفیت تولید اعمال کنند.